دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
جزئیات بیشتر از پرونده متهم منتسب به رئیس دانشگاه آزاد

روابط عمومی دانشگاه آزاد در پی گزارش روزنامه ایران با عنوان «بازداشت یکی از عوامل اقتصادی منتسب به جاسبی به اتهام کلاهبرداری 130 میلیارد تومانی» جوابیهای برای روزنامه ایران ارسال کرد که عیناً درج میگردد:
مدیرمسئول محترم روزنامه ایران
احتراماً عطف به خبر منتشره در صفحه 22 آن جریده به تاریخ چهارشنبه 19/1/88 با عنوان «بازداشت یکی از عوامل اقتصادی منتسب به جاسبی به اتهام کلاهبرداری 130 میلیارد تومانی» از آنجا که خبر یاد شده متضمن اکاذیب متعدد علیه دانشگاه آزاد اسلامی است، مقتضی است به منظور تنویر افکار مخاطبان و مطابق قانون مطبوعات نسبت به انتشار جوابیه حاضر در اولین شماره اقدام فرمایند.
- انتشار خبر و عکس مورد نظر به طوری که پیداست، بخشی از پروژه جنگ روانی علیه دانشگاه آزاد اسلامی، با هدف تخریب و مخدوش ساختن سیمای این نهاد علمی و آموزشی است که در پی بیاعتباری منابع خبری و چهرههایی که پیش از این، عهدهدار ایراد انواع اتهامات و افترائات علیه دانشگاه آزاد اسلامی بودهاند، اکنون به ابزار جدیدی برای تداوم این جنگ بیقاعده و ناعادلانه تبدیل شده است.
نکته قابل تأمل در این میان، بیمبالاتی آشکار روزنامه دولت در زیرپا گذاردن اصول اولیه اخلاق و ضوابط حرفهای است که به گونهای زننده، در تمامی اجزای خبر مورد بحث مشهود است. گو اینکه در عصر شفافیت و مسئولیتپذیری رسانهها، مخاطب فهیم در هنگام مواجهه با عبارت: «شنیدهها حکایت از آن دارد»، به خوبی هوشیار گردیده و هیچگاه ارتباط موهوم میان دانشگاه آزاد اسلامی و متهم مورد اشاره را که نویسنده خبر به گونهای ناشیانه و بدون هرگونه دلیل وبینه درصدد القای آن برآمده است، آن هم از جانب مدعیان نقابدار، نمیپذیرد.
بیتردید در صورت وجود کمترین دلیل عقلانی و قابل قبول جهت اثبات رابطه مذکور، نویسنده خبر ناگزیر از به کاربردن عبارات گنگ و مبهمی همچون «عوامل اقتصادی منتسب به جاسبی»، بدون ذکر هرگونه دلیلی بر این انتساب و یا «عوامل پشت پرده فعالیتهای اقتصادی»، بدون تشریح ماهیت چنین عاملیتی، نمیگردید. خاصه آنکه برای منطقی جلوه دادن چنین ارتباطی به چند خبر جعلی و کذب نیز متوسل شده است. نخست وجود ارتباط سازمانی میان متهم مذکور در خبر، با دانشگاه آزاد اسلامی و عهدهدار بودن سمت مدیرکلی در این دانشگاه و دیگری فعالیت شرکت یاد شده در ساختمانی است که دو طبقه آن در اختیار دانشگاه آزاد اسلامی قرار دارد. که هر دو این خبرها کذب محض و کاملاً بیاساس است. علاوه بر آن ادعای «تلاشهای گسترده» از سوی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی برای آزادی شخص مورد بحث از زندان، دروغ دیگری است که باز هم با هدف خلق یک رابطه پنهانی میان متهم مذکور با دانشگاه و گمراه کردن مخاطب جعل شده است.
بنابراین انتشار خبری که پایههای آن بر چند دروغ مسلم و «شنیدهها»ی بیاساس استوار بوده و متعرض حیثیت نهادی علمی است که اداره نیمی از آموزش عالی کشور را برعهده دارد، مغایر با موازین حرفهای و شرافت روزنامهنگاری است و بیشتر، مناسب درج در نشریات زرد و بیاعتبار است تا جریدهای که عنوان رسانه دولت را بر پیشانی خود دارد.
- گذشته از تیتر و متن خبر، همچنین عکسی که برای اثبات انتساب مورد نظر به کار رفته است، به مراتب پریشانتر و نارساتر مینماید. زیرا تصویر یاد شده در حقیقت جمع متفرقی را در یک نشست نشان میدهد، بیآنکه حضور هر یک از افراد مختلف در تصویر، گویای رابطهای خاص با سایرین باشد. طبعاً هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد عکسها و فیلمها از این قبیل که از مجامع عمومی تهیه میشود، مبنایی برای اثبات ارتباطی خاص میان اشخاص حاضر در آنها که به گونهای گذرا و اتفاقی گرد آمدهاند، قرار گیرد. توضیح آنکه ریاست دانشگاه آزاد اسلامی در ایامی که جهت بازدید از واحد دبی در این امارت به سر میبرده است، برای شرکت در مراسم یاد شده که تنی چند از مسئولین استان فارس و یک تن از نمایندگان (سابق) مجلس شورای اسلامی نیز در آن حضور داشتهاند، دعوت گردیده است و ایشان مطابق رویه معمول خود و برای حصول اطمینان از هرگونه اقدام مغایر با منافع ملی، حتی پیش از قبول دعوت، با سفیر محترم ایران در کشور یاد شده نیز، در این باره رایزنی نموده است.
بنابراین هرگونه استنباط نامربوط از چنین رویداد کاملاً عادی و متعارفی، تنها با انگیزههای سوء و مغرضانه امکانپذیر است. خاصه آنکه جای طرح این پرسش باقی است که چگونه میتوان پذیرفت سرمایهگذارانی بودهاند که به صرف مشاهده حضور ریاست دانشگاه آزاد اسلامی در یک نشست معمولی، در یک مکان عمومی که محل آمد و شد ایرانیان در دبی است، بدون وجود هرگونه مذاکرهای در اینباره، نسبت به وابستگی یک شرکت به دانشگاه آزاد اسلامی متقاعد شدهاند. آن هم برای مشارکت در یک فعالیت اقتصادی که علیالقاعده استعلام رسمی و کسب اطلاعات دقیق و شفاف در اینباره را ایجاب میکرده است و مهمتر این که علیرغم هرگونه تجانس و مشابهت میان فعالیتهای علمی و آموزشی مؤسسهای چون دانشگاه آزاد اسلامی، با خرید و فروش اتومبیل و سرمایهگذاری تجاری که موضوع فعالیت شرکت مورد بحث است، چگونه ادعای وابستگی میان این دو قابل توجیه بوده است.
- نکته پایانی این که، جوابیه حاضر، صرفاً به منظور تکذیب مجعولات موجود در خبر، منجمله ارتباط سازمانی متهم موردنظر با این دانشگاه و استقرار شرکت وی در ساختمان مشترک با دانشگاه و نیز تلاش ریاست دانشگاه برای آزادی او از زندان ارسال گردیده و سایر اتهامات وارده، به علت آمیختگی با انواع ابهامات و ترفندهای رایج در جنگ روانی به خودی خود، نزد مخاطب بصیر و آگاه، رسوا و نخنما بوده و فاقد هرگونه ارزش پاسخگویی است. زیرا به قول شاعر پرآوازه ایرانی مرحوم ملکالشعرای بهار: «رقیب گفت، بهار از تو سیر شد، هیهات به حرف مفت، کسی متهم نخواهد شد.»
دانشگاه آزاد اسلامی با استعانت از الطاف پروردگار و با اعتماد به آگاهی و هوشیاری ملت فهیم و آگاه ایران، در مسیر خدمت خالصانه درجهت رشد و بالندگی میهن اسلامی، هیچگاه از این قبیل تشبثات سست و بیبنیاد کمترین هراسی به خویش راه نداده و اتکال به وکیل یگانه هستی را برای دفاع از حیثیت و آبروی خویش کافی میداند.ضمناً از آنجا که انتشار خبر یاد شده از هر حیث مصداق بارز افترا و نشر اکاذیب و تشویش اذهان میباشد، طبعاً این دانشگاه حق شکایت در اینباره را برای خویش محفوظ میداند.
هرچند تمایل چندانی برای بیان جزئیات تخلفاتی که تأثر همگان را برمیانگیزد و به اعتبار جامعهمان لطمه چشمگیری میزند نداشته و نداریم (خبر منتشره در تاریخ 19/1/88 نیز بر همین اساس تنظیم شده بود) این روزنامه با اطلاعرسانی بر اساس اختصار امیدوار بود مسئولان محترم قوه قضائیه بدون هرگونه ملاحظه، امکان تداوم اینگونه مسائل تلخ و دون شأن جامعه اسلامی را سد کنند.
اما از آنجا که بعد از مدتی سکوت، آقای جاسبی ترجیح داده است تا قبل از طی شدن پیگیریهای قضایی، به این بحث آنگونه که خود مایل است پرداخته شود، یعنی کتمان تمام مسائل شکل گرفته در مورد دانشگاه آزاد و تکذیب و نفی همه مسائل ایجاد شده به عنوان صاحبان اصلی دانشگاه آزاد بویژه دانشجویان، اساتید و کارمندان آن و... لذا ناگزیریم بخش دیگری از جزئیات آنچه صورت میگیرد را در معرض قضاوت عموم قرار دهیم.
آقای جاسبی در بخشی از جوابیه خود که توسط روابط عمومی ارسال شده ضمن حمله به اطلاعرسانی رسانه ها مدعی است: «در عصر شفافیت و مسئولیتپذیری رسانهها، مخاطب فهیم در هنگام مواجهه با عبارت «شنیدهها حکایت از آن دارد» به خوبی هوشیار گردیده و هیچگاه ارتباط موهوم میان دانشگاه آزاد اسلامی و متهم مورد اشاره را که نویسنده به طور ناشیانه و بدون هرگونه دلیل و بینه درصدد القای آن برآمده است، آنهم از جانب مدعیان نقابدار، نمیپذیرد.» موهوم خواندن ارتباط آقای جاسبی با متهم یعنی سعید نجفی دستکم برای نیروهای شاغل در دانشگاه آزاد بسیار قابل تأمل است.
البته از آنجا که متهم برای سالها به عنوان رئیس دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه آزاد در خدمت آقای جاسبی قرار داشته و به عنوان نماینده ایشان به رسانهها معرفی شده بود، اهل مطالعه وتحقیق معنی ارتباط موهوم را به خوبی درک میکنند. برای نمونه در سال 1375 هفته نامه کیهان هوایی میزگردی در نقد و بررسی نظام آموزش عالی کشور برگزار میکند و از آقای جاسبی درخواست اعزام نماینده خود به این میزگرد را دارد که ایشان نیز حجتالاسلام سعید نجفی را به عنوان نماینده دانشگاه معرفی مینماید. آقای نجفی خود در بخشی از سخنانش طی این میزگرد راجع به سوابق خویش با آقای جاسبی این گونه تصریح میکند:
هم فال هم تماشا... بنده گفتم چون خودم یه آدم آسمون جُلم چیزی ندارم که بخوام سرمایه گذاری کنم من فقط بلدم خوب پیشنهاد بدم !! ولی اگر گروهی تشکیل بشه کارو شروع کنه من حاضرم کمک کنم در طراحیش، در مدیریتش، در گرفتن مجوزها و ارتباطاتش با دانشگاههای دنیا و چیزهای دیگش. این پیشنهاد من امروز اینجا مطرح میکنم چیزی هم نیست همش 100 میلیون دلاره و آیندهای بسیار روشن و درخشان.
بخشی از سخنان جاسبی در دبی
«بنده به عنوان کسی که از ابتدا در مجموعه مدیریت این دانشگاه (آزاد) حضور داشته، مدعیام؛ 13 سال است که تشکلهای مختلف در دانشگاه آزاد اسلامی فعالند و ممکن است شما نام آنها را نشنیده باشید.» همچنین توجه به این نکته جالب است که از قضا نوع پاسخ دادن ایشان به سؤالات رسانهها نیز دقیقاً مشابه پاسخهای امروز آقای جاسبی است: «کیهان هوایی- با وجود وقت کمی که مانده ناچاریم سؤال آخر را به طور مستقیم درباره دانشگاه آزاد مطرح کنیم. هرچند که میدانیم در این زمینه به نتیجه مشخصی نمیرسیم، زیرا دامنه بحث مربوط به دانشگاه آزاد، گسترده و سؤالها نیز شاید متفاوت باشند.
در هرحال امیدواریم که در آینده به طور مستقل به این دانشگاه بپردازیم و اما سؤال ما: خارج شدن نظارت لازم بر آموزش عالی از حیطه قدرت وزارت فرهنگ و آموزش عالی میتواند خللی جدی بر روند تقویت بنیه آموزش عالی و همچنین بر جریان اسلامی شدن دانشگاهها در معنای اعم آن به وجود آورد. با توجه به این که در هر حال اکنون دانشگاه آزاد اسلامی، بخشی از نظام آموزش عالی را در اختیار دارد چگونه میتوان از تبعات آن مصون ماند؟
حجتالاسلام نجفی: از این سؤال بوی غرضورزی به مشام میرسد. به هرحال خوشبختانه جناب آقای دکتر شجاعیفرد در خلال صحبتهای قبلی خود به این مورد پاسخ گفتند. بنده هم این توضیح را اضافه میکنم که شورای عالی انقلاب فرهنگی از یکسو و هیأت امنای دانشگاه آزاد (که از عناصر برجسته نظامند) از دیگر سو بر این دانشگاه نظارت دارند.» (کیهان هوایی؛ نشریه ویژه ایرانیان خارج از کشور، شماره 1187، 13/4/1375)
برخلاف این ادعای خلاف واقع آقای جاسبی، این بازوی فعالیتهای اقتصادی (البته یکی از عوامل) بعد از رهایی از زندان، به صورت گسترده در خدمت شخص آقای جاسبی قرار میگیرد
در این میزگرد که طی چهار شماره مسلسل منتشر شده است نماینده آقای جاسبی یعنی متهم امروز و رئیس دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه آزاد دیروز در همه زمینهها با همان ادبیات شناخته شده رئیس خود سخن میگوید. البته لازم به ذکر است که از یکسو جایگاه رئیس دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاه آزاد از مدیرکل یا حتی معاون در این دانشگاه بسیار رفیعتر است و از دیگر سو، آقای سعید نجفی به دلیل برادر همسر یکی از اعضای برجسته حزب [...] بودن، همواره مورد توجه ویژه آقای جاسبی بوده است. حال باید خوانندگان محترم در زمینه ادعای خیره کننده «ارتباط موهوم» به قضاوت بنشینند و گوینده چنین خلاف واقعگوییها را بهتر بشناسند. لازم به گفتن است که حجتالاسلام سعید نجفی به عنوان فردی نزدیک به آقای جاسبی در سال 1378 به دلیل اختلاسی 12 میلیارد تومانی دستگیر شد و ضمن خلع لباس، به زندان محکوم گشت. اما متأسفانه از آنجا که زندانی بودن چنین فردی ماهیتها را روشن میساخت با تلاش گستردهای، متخلف آزاد شد. آقای جاسبی در این زمینه نیز مدعی است: «علاوه بر آن ادعای «تلاشهای گسترده» از سوی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی برای آزادی مورد بحث دروغ دیگری است که باز هم با هدف خلق یک رابطه پنهانی میان متهم مذکور با دانشگاه و گمراه کردن مخاطب جعل شده است. بنابراین انتشار خبری که پایههای آن بر چند دروغ مسلم و «شنیدههای» بیاساس استوار بوده و متعرض حیثیت نهادی علمی است که اداره نیمی از آموزش عالی کشور را برعهده دارد، مغایر با موازین حرفهای و شرافت روزنامهنگاری است.»
برخلاف این ادعای خلاف واقع آقای جاسبی، این بازوی فعالیتهای اقتصادی (البته یکی از عوامل) بعد از رهایی یافتن از زندان، به صورت گسترده در خدمت شخص آقای جاسبی قرار میگیرد. متأسفانه هر زمان سخن از تخلفات فردی به میان میآید که به صورت غیرقانونی بر جایگاه ریاست دانشگاه آزاد تکیه زده است، بلافاصله متخلف پشت دانشگاه آزاد سنگر میگیرد و هر نوع سخن گفتن در مورد تخلفات فردی خود را نوعی اسائه و تقابل با کلیت دانشگاه قلمداد میسازد.
بنده به عنوان کسی که از ابتدا در مجموعه مدیریت این دانشگاه (آزاد) حضور داشته، مدعیام؛ 13 سال است که تشکلهای مختلف در دانشگاه آزاد اسلامی فعالند و ممکن است شما نام آنها را نشنیده باشید
در حالی که چنین مغالطهای از سوی هیچ فرد منصفی مورد پذیرش قرار نمیگیرد، در زمینه تداوم ارتباطات آقای سعید نجفی با آقای جاسبی بعد از رهایی از زندان، اسناد و مدارک بسیار در دست است و اگر آقای جاسبی مایل به تداوم این بحث باشد، قطعاً در ادامه به آنها خواهیم پرداخت و افکار عمومی را لاجرم بیشتر در جریان این تخلفات قرار خواهیم داد. اما مهمترین محصول این ارتباط که چند ماه قبل از رسوایی اخیر در معرض قضاوت قرار گرفته، برگزاری جلسهای از جانب آقای سعید نجفی در دبی برای جمع آوری سرمایه ایرانیان خطه فارس شاغل در امارات است. آقای جاسبی در توجیه چرایی حضور خود در این جلسه جمعآوری پول میگوید: «ریاست دانشگاه آزاد در ایامی که جهت بازدید از واحد دبی در امارات به سر میبرده است، برای شرکت در مراسم یاد شده که تنی چند از مسئولان استان فارس و یک تن از نمایندگان (سابق) مجلس شورای اسلامی نیز در آن حضور داشتهاند، دعوت گردیده است و ایشان مطابق رویه معمول خود و برای حصول اطمینان از هرگونه اقدام مغایر با منافع ملی، حتی پیش از قبول دعوت، با سفیر محترم ایران در کشور یاد شده نیز در اینباره رایزنی نموده است.
بنابراین هرگونه استنباط نامربوط از چنین رویداد کاملاً عادی و متعارف، تنها با انگیزههای سوء و مغرضانه امکانپذیر است، خاصه آنکه جای طرح این پرسش باقی است که چگونه میتوان پذیرفت سرمایهگذارانی بودهاند که به صرف مشاهده حضور ریاست دانشگاه آزاد اسلامی در یک نشست معمولی، در یک مکان عمومی که محل آمد و شد ایرانیان در دبی است، بدون وجود هرگونه مذاکرهای در این باره، نسبت به وابستگی یک شرکت به دانشگاه آزاد اسلامی متقاعد شدهاند.»
هرچند خلاف واقعگوییهای آقای جاسبی در این عبارت به حدی بیّن است که چندان نیازی به توضیح ندارد با این وجود به چند نکته اشاره میشود: اولاً پوسترهای این جلسه قطعاً از مدتی قبل تهیه شده و تصویر آقای جاسبی به عنوان اولین سخنران در آن نقش بسته لذا این ادعا که ایشان در دبی از این جلسه اطلاع پیدا کرده، عاری از حقیقت است.
همچنین نماینده محترمی که از این خطه با امکانات دانشگاه آزاد به مجلس راه یافته، در خیرمقدمگویی خود، آقای جاسبی را از میهمانان اختصاصی این هماندیشی میخواند: «امیدوارم میهمانان اختصاصی این هماندیشی جناب آقای دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس شورای اجرایی دانشگاههای جهان اسلام، همچنین [...] خیر مقدم و اظهار شعف و خشنودی ما را برای حضورشان در این هماندیشی بپذیرند.» بنابراین ادعای اینکه آقای جاسبی از ایران برای شرکت در این هماندیشی اقتصادی و فرهنگی دعوت نشده بلکه از قضا و کاملاً اتفاقی! به هنگام حضور در دبی به این همایش راه یافتهاند، فریبی بیش نیست.
ثانیاً مگر آقای جاسبی آقای سعید نجفی را نمیشناختند که لازم بوده در مورد ماهیت جلسه از سفیر ایران در امارات استعلام نماید؟ گرداننده جلسه به صورت آشکار در خدمت آقای جاسبی بوده و بعد از دستگیری و خلع لباس، سالها افتخار همراهی ایشان را داشته است. در این حال، استعلام کردن از سفیر بدین معنی است که آقای جاسبی هیچگونه شناختی از آقای سعید نجفی نداشته است.
ثالثاً اگر آقای جاسبی احیاناً دچار فراموشی شده بودند، چرا از عضو محترم شورای مرکزی حزب [...] که به اتفاق یکدیگر به همایش مزبور در دبی دعوت شده بودند، راجع به برادر خانمشان تحقیق ننمودند؟ رابعاً آیا آقای جاسبی فکر نمیکند این خلافواقعگوییها چه لطمهای به همه کسانی که جایگاهی در نظام آموزش عالی کشور دارند وارد میسازد؟ در این تکذیبیه ایشان هیچگونه اشارهای به سخنرانی خود در اجتماع ایرانیان شاغل در دبی نمیکند، غافل از اینکه دستکم عدهای از نزدیک این سخنرانی را شنیدهاند و جماعت کثیری نیز متن کامل آن را در سایتهای مختلف خواندهاند.



سخنرانی آقای جاسبی به عنوان اولین و مهمترین بحث در این همایش، تماماً بر محور لزوم سرمایهگذاری حاضران دور میزند. عنوان جلسه نیز «هماندیشی اقتصادی و فرهنگی» است لذا خالی از لطف نیست با مرور موضوع پیشنهاد شده برای جلب سرمایههای ایرانیان شاغل در دبی از زبان ایشان، بخوبی دریابیم تا چه حد بین آقای سعید نجفی به عنوان طراح جلسه و آقای جاسبی، هماهنگی وجود داشته است: « ... اگر میخواهید برای آینده سرمایهگذاری کنید و حتی بحث فرهنگ و چیزهای دیگر که برای ما مطرح نباشه و فقط دنبال منافع مادی باشیم باز سرمایهگذاری در این حوزه، از سرمایهگذاری در بیمه در کشتی و درهواپیما و در مواد غذایی و نوشیدنی بیشتره و این چیزی است که تحقیقات نشان میدهد... این که ما فرض کنیم مغازهای برداریم، خونه برداریم یه تابلویی بزنیم بله یه زمانی دانشگاه آزاد اسلامی همین کار رو کرد. شروع کارش همین بود دیگه، ولی دیگه امروز این کار جواب نمیده. امروز دانشجو میگه آقا سرویس میخوام، خوابگاه میخوام، مسجد میخوام، نمازخونه میخوام، سالن تربیت بدنی میخوام، مشاور میخوام، فلان میخوام، دانشگاه میخوام تابلویی بزنه همینطوری تو مغازه، این دانشگاه نمیشه امروز اینجوری شده... من پیشنهاد دارم- پیشنهاد که هزینهای نداره اگر انشاءالله اومدید رو این پیشنهاد کار کردید ممکنه اون روزی که این پیشنهاد نتیجه بده و ما نمیدونم تو این دنیا باشیم یا نباشیم - ولی این پیشنهاد مطمئن باشید آینده درخشانی را ورق خواهد زد... حالا دانشگاه آزاد اسلامی غیر انتفاعیه ولی من دارم به شما میگم؛ این دانشگاه جدید انتفاعی باشه. یعنی بینالمللی و انتفاعی، پایهریزی کنید. من الان محورهاشو برای شما عرض میکنم. اولاً به شما بگم وقتی میگم برنامهریزی کنید. بنده، میدانید یه آدم آسمون جلم و نه سرمایه این کار را دارم. اما فکرشو دارم. میتونم به شما کمک کنم. دنبال چیزی نیستم که خودم از نظر مالی دنبال این مسائل باشم. نه دیگه شاید از ما این حرفا گذشته به همین زندگی عادی عادت کردیم و انشاءالله بقیه عمرمون هم به همین شکل سپری خواهیم کرد. امّا حاضرم تمام تجربهام رو در این راه در خدمت شما قرار بدم، طراحی کنم، تیم این کارو دارم و مدیریت کنم. موتور این کارو برای شما روشن کنم - ولی شما اگر میخواهید باید بیایید سرمایهگذاری کنید... پس پیشنهاد تأسیس یک شبکه دانشگاهی بینالمللی دارم که یک سال مقدمات و مجوزهاش کار داره، یه برنامه 10 ساله، در طول این 10 سال میتونیم 20 شعبه در کشورهای اروپایی، خاورمیانه، آسیای شرقی و آفریقای شمالی بزنیم... اگر ما حداقل شهریه را دریافت کنیم، اگر این 100 هزار دانشجوی تحصیلات تکمیلی 90 هزار نفرش در سطح فوقلیسانس باشه و 10 هزار نفر دکترای فوق تخصصی باشه، سالیانه 90 هزارتا حداقل 10 میلیون تومن در سال، میشه چقدر؟ میشه نهصد میلیارد تومن و 20 میلیون تومان شهریه سالیانه دکترای تخصصی که اون حداقلشه، میشه 200 میلیارد تومن - جمعش میشه هزار و صد میلیارد تومن - یعنی سالیانه شما یک میلیارد و صد میلیون دلار فقط شهریه دریافت میکنید... ضمناً خوب درآمد خوبی هم خواهید داشت. هم فال هم تماشا، این پیشنهاد منه. بنده گفتم چون خودم یه آدم آسمون جلم، چیزی ندارم که بخوام سرمایهگذاری کنم. من فقط بلدم خوب پیشنهاد بدم ولی اگر گروهی تشکیل بشه کارو شروع کنه من حاضرم کمک کنم در طراحیش، در مدیریتش در گرفتن مجوزها و ارتباطاتش با دانشگاههای دنیا و چیزهای دیگش. این پیشنهاد من امروز اینجا مطرح میکنم چیزی هم نیست همش 100 میلیون دلاره و آیندهای بسیار روشن و درخشان.» (سخنرانی آقای جاسبی در هماندیشی اقتصادی و فرهنگی، دبی، هتل رادیسون، مهر 1387)
آقای شیخ عبدالقادر فقیهی به عنوان رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اوَز بعد از سخنرانی آقای جاسبی در نطق کوتاهی میگوید: «بنده هم از طرف خودم... تشریف فرمایی جناب دکتر جاسبی را خیر مقدم عرض میکنم و استدعا میکنم که به پیشنهاد ایشان جواب مثبت بدید. چون اگر این دانشگاه، طرحی که فرمودند در مقطع فوق لیسانس و دکترا تأسیس بشه و بازرگانان کشورهای حوزه خلیج فارس اطلاع پیدا کنند، قاپ میزنند. پس خودتان همت کنید و به پیشنهاد ایشان پاسخ مثبت بدید.» (سخنرانی آقای شیخ عبدالقادر فقیهی در هماندیشی اقتصادی و فرهنگی، دبی، هتل رادیسون، مهر 1387)
آقای مهندس درویش (کارشناس وزارت مسکن و شهرسازی) نیز در توضیحات خود درباره مطالعات اولیه صورت گرفته در زمینههای سرمایهگذاری در این هماندیشی میگوید: «خدمتتون عرض کنم، براساس مأموریتی که جناب آقای دکتر حسنی و جناب آقای دکتر نجفیزاده به بنده موکول کردند، یک سری مطالعات راهبردی در منطقه در مدت زمان کوتاهی انجام شد که حاصل اون در بَنتارها و گزارشاتی که روی میزها گذاشته شده به نظرتون رسیده.» (سخنرانی آقای مهندس درویش در هماندیشی اقتصادی و فرهنگی، دبی، هتل رادیسون، مهر 1387)
در حالی که بر همگان روشن بود که آقای حسنی (دیگر مرتبط با آقای جاسبی) و سعید نجفی برگزارکنندگان هماندیشی اقتصادی و فرهنگی دبی هستند، آقای جاسبی مدعی است من از این واقعیت مطلع نبودهام. اگر فرض را بر درستی آنچه این مدیر محترم ابراز میدارد بگذاریم آیا جای این سؤال مطرح نخواهد بود که کدام فرد عاقلی در جمعی که گردانندگان آن را نمیشناسد و مجبور میشود از سفیر در مورد آنها رایزنی کند حضور مییابد و از ایرانیان صاحب سرمایه با ارائه طرحی میخواهد به درخواست این هماندیشی برای سرمایهگذاری پاسخ مثبت بدهند؟ البته، هم اظهارات آقای جاسبی کاملاً روشن است و هم اظهارات فرد دیگر مرتبط با دانشگاه آزاد (یعنی آقای شیخ عبدالقادر فقیهی) به ویژه اینکه ایشان با صراحت بیشتر ایرانیان را دعوت به سرمایهگذاری در چارچوب برنامه مسئولان هماندیشی اقتصادی و فرهنگی میکند.

اظهارات آقای جاسبی در این اجتماع جنبه طنز دیگری هم دارد و آن تأکید چندباره ایشان بر آسمان جل بودن خود است. ظاهراً ادبیات فرد مدعی ریاست دانشگاه آزاد با برخی افراد چندان تفاوتی نمیکند. آقای جاسبی برای بازارگرمی تأکید میکند اگر من پول داشتم خودم در این عرصه بسیار سودآور سرمایهگذاری میکردم. اما آیا فرد مدعی واقعاً آسمان جل است یا اطمینانی به دستیار خود یا همان عامل اجرایی این پروژه ندارد لذا دیگران را دعوت به این امر یعنی سرمایهگذاری میکند تا مشکل همه آسمان جلهای اینگونهای حل شود و مشکلات اقتصاد و فرهنگ یکجا حل و فصل گردد. اما در آخرین فراز جوابیه آقای جاسبی آمده است: «مهمتر اینکه علیرغم عدم هرگونه تجانس و مشابهت میان فعالیتهای علمی و آموزشی مؤسسهای چون دانشگاه آزاد اسلامی با خرید و فروش اتومبیل و سرمایهگذاری تجاری که موضوع فعالیت شرکت مورد بحث است، چگونه ادعای وابستگی میان این دو قابل توجیه بوده است.»
اتفاقاً سخن همه منتقدان به مدیریت دانشگاه آزاد نیز همین است که چرا اعتبار آموزش عالی کشور اینگونه با مسائل دون شأن تخریب میشود؟ مگر زمینخواری به عنوان یکی دیگر از فعالیتهای حیاط خلوت آقای جاسبی، در شأن یک محیط علمی است که همکاری با مؤسسه آقای سعید نجفی را دون شأن دانشگاه آزاد اعلام میدارند؟ بر اساس گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس، مدیریت دانشگاه آزاد در زمره یکی از بزرگترین زمینخواران کشور محسوب میشود. متأسفانه ایشان بعد از وارد آوردن چنین لطماتی به اعتبار کشور، خود مدعی منتقدین و دلسوزان سلامت کشور میشوند که گویا انتقاد آنها، به دانشگاه آزاد لطمه میزند. اما آیا تصور میشود مردم از ارتباط آقای جاسبی با افرادی چون آقای سعید نجفی برای همیشه بیاطلاع خواهند ماند که القا میگردد طرح این مسائل توسط مطبوعاتی که به وظیفه خود عاملند، موجب بی اعتباری خواهد شد؟ به طور قطع مردم دیر یا زود از همه مسائلی که صورت میگیرد مطلع خواهند شد و امکان تداوم آن را سد خواهند کرد. اما تا قبل از آن، امید است قضات دلسوز مانع از آن شوند که این بار نیز عوامل بتوانند از چنگال قانون رهایی یابند. از هماکنون نگرانیهایی جدی وجود دارد که اگر تمهیداتی همهجانبه اندیشیده نشود، همچنان باب سوءاستفاده از حسن اعتماد مردم بازخواهد ماند و اعتماد عمومی دستخوش سودطلبیهای افراد «آسمان جل» دیروز و صاحبان مسائل امروز خواهد شد.
| لینک | دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - irhistory |
پاسخ به اظهارات نماینده مجلس شورای اسلامی آقای عزتالله دهقان
مدیر مسئول محترم روزنامه ایران
باسلام، لطفاً توضیحات ذیل را در پاسخ به اظهارات نماینده مجلس شورای اسلامی آقای عزتالله دهقان براساس قانون مطبوعات درج فرمائید.
طبق اسناد و مدارک و بر اساس آنچه آقای عزتالله دهقان شخصاً به آن اذعان دارند در سال 71 تخلف بارزی از سوی ایشان صورت گرفته است: «آری در سال 1371 موافقنامهای بین دانشگاه و سازمان (بازنشستگی) منعقد شد اما این موافقتنامه به سبب عدم انجام تعهدات دانشگاه هرگز عملی نشد و بیعی صورت نگرفت.» (جوابیه آقای عزتالله دهقان، روزنامه ایران 29/10/87)
آقای دهقان مدعیاند چون دانشگاه آزاد به تعهدات خود عمل نکرده است بنابراین در ایام مدیریت ایشان بیعی صورت نگرفته تا تخلفی واقع شده باشد. در این زمینه چند سؤال مطرح است:
1- آیا از زمان تصرف این دو ملک متعلق به بازنشستگان از سوی آقای جاسبی و بانو یعنی از سال 68 تا زمان امضاء موافقتنامه بین آقای دهقان و آقای جاسبی در سال 71، وجهی به سازمان بازنشستگی پرداخته شده است؟ اگر نه، چرا قبل از انعقاد موافقتنامه مزبور، آقای دهقان به عنوان امین و حافظ حقوق بازنشستگان، آقای جاسبی را ملزم به پرداخت اجاره بهای معوقه نمیکند؟ آیا این تعلل ارتباطی به استخدام ایشان در دانشگاه آزاد داشته است یا خیر؟
2- چرا جناب آقای دهقان حتی بعد از گذشت 20 سال از تصاحب دو ملک بسیار گران قیمت متعلق به بازنشستگان از سوی آقای جاسبی و بانو، باز هم بهگونهای سخن میگوید که گویا موافقتنامه اجاره به شرط تملیک بین ایشان و دانشگاه آزاد منعقد شده است؟ در حالی که امروز همه از این واقعیت آگاهی یافتهاند که استفاده از عنوان دانشگاه آزاد فریبی بیش نبوده و تمسک به آن، صرفاً محملی بوده است برای پنهانسازی انتقال غیرقانونی اموال مردم به آقای جاسبی و بانو. اگر آقای دهقان مدعی است تخلفی از جانب ایشان صورت نگرفته، چرا در حالیکه اموال مورد بحث به مؤسسه خصوصی «خدیجه کبری» انتقال یافته است، هیچگونه اشارهای به این مؤسسه نمیکند، هرچند آقای جاسبی با سؤاستفادهای بارز به عنوان ریاست دانشگاه آزاد، امضاء کننده موافقتنامه است.
3- آقای دهقان مدعی است چون بیع در زمان مدیریت ایشان صورت نگرفته است، بنابراین مرتکب تخلفی نشدهاند. در این زمینه باید گفت اولاً موافقتنامه امضاء شده بین آقای دهقان و آقای جاسبی، قرارداد اجاره به شرط تملیک 10 ساله بوده است. ثانیاً در پرونده مربوطه در سازمان بازنشستگان کل کشور هیچگونه نامهای با امضاء آقای دهقان وجود ندارد که اعلام نمایند چون آقای جاسبی و بانو اجاره بها را پرداخت نکردهاند باید املاک را تخلیه کنند و موافقتنامه به این دلیل باطل است. اما امروز از سوی ایشان چنین عنوان میشود که در چند سال مدیریت اینجانب «موافقتنامه به سبب عدم انجام تعهدات دانشگاه هرگز عملی نشد و بیعی صورت نگرفت.» ثالثاً آقای جاسبی و بانو تنها مدرکی را که به قاضی شعبه سوم دادگاه عمومی تهران برای تصاحب اموال بازنشستگان ارائه میکنند همان موافقتنامه امضا شده توسط آقای دهقان است، چراکه هیچیک از مدیران بعد از آقای دهقان با این موافقتنامه همراهی نکرده و در این زمینه سندی را به امضاء نرساندهاند.
4- آیا آقای دهقان قانوناً اجازه امضاء چنین موافقتنامهای را با آقای جاسبی داشته است یا خیر؟ این موافقتنامه حتی اگر متضمن فریب هم نبود، تخلفی بارز به شمار میآمد و جای تعجب دارد که آقای دهقان محکومیت خود را در این زمینه پنهان میکند. واقعیت این است که از آنجا که آقای جاسبی صرفاً براساس همین موافقتنامه میتواند اموال متعلق به بازنشستگان را تصاحب کند، هر سه مستشار دیوان محاسبات آقای عزتالله دهقان را محکوم میکنند. البته در آن زمان چون مسئله به استخدام درآوردن ایشان در دانشگاه آزاد توسط آقای جاسبی و سپس نائل آمدن وی به افتخار کسب مدرک دکتری آشکار نشده بود، میزان محکومیت مشارالیه، بدون لحاظ مسائل غیرآشکار صادره شده است:
مرجع رسیدگی کننده: هیأت اول مستشاری دیوان محاسبات کشور
دستگاه مورد رسیدگی: سازمان بازنشستگی کشوری
کلاسه پرونده: 98/82
شماره دادخواست:27/475/6 مورخ 27/7/1384
خوانده: آقای عزتالله دهقان رئیس وقت سازمان بازنشستگی کشوری
موضوع: اتخاذ تصمیم نادرست منجر به ضرر و زیان به بیتالمال به مبلغ 3003050000 ریال ناشی از اقدام به فروش ملک با قیمتی پایینتر از ارزش واقعی آن.
«... در این پرونده، آقای عزتالله دهقان رئیس وقت سازمان بازنشستگی کشوری متهم است به اتخاذ تصمیم نادرست منجر به ضرر و زیان به بیتالمال بمبلغ 3003050000 ریال بدین شرح که مشارالیه در مورخة 9/12/71 مبادرت به امضاء توافقنامه با دانشگاه آزاد اسلامی نموده که بموجب آن مالکیت اعیانی و ملک موقوفه به پلاکهای ثبتی 4474 فرعی از 27 اصلی و 7 فرعی از 1761 اصلی بخش 11 تهران را که در اختیار مؤسسه خدیجهالکبری بوده بصورت اجاره به شرط تملیک به دانشگاه مذکور واگذار نموده که متعاقب بروز اختلاف و اقامة دعوا از سوی ریاست دانشگاه در محاکم قضائی، با صدور احکام قطعی علیه سازمان بازنشستگی کشوری املاک یاد شده از ید آن سازمان خارج و ضرر و زیان موصوف به بیتالمال وارد شده است. با ملاحظة مدافعات خوانده و بررسی محتویات پرونده مشخص گردید موافقتنامهای که مستند صدور حکم واقع شده یک توافق اولیه بوده که با وصف تعیین قیمت و نوع معامله (اجاره به شرط تملیک)، در بند 3 آن بصراحت واگذاری املاک یاد شده از سوی سازمان بازنشستگی و نیز پرداخت بهای معامله به آینده و مرحلة بعدی موکول شده که این امر حکایت از عدم وقوع عقد داشته و به تعبیر دیگر توافق بر فعل بوده نه نتیجه، این در حالیست که دادگاه رسیدگی کننده به موضوع با اشاره به اصل لزوم، توافق یاد شده را قرارداد عادی لازمالاجرا تلقی و حتی بدون توجه به اینکه توافق کننده اختیار واگذاری املاک موصوف را خارج از مقررات و تشریفات مزایده نداشته و اصولاً چنین توافق و حتی عقدی اگر صورت گرفته باشد غیرنافذ خواهد بود، مبادرت به صدور حکم بر محکومیت سازمان بازنشستگی کشوری به تنظیم قرارداد اجاره به شرط تملیک نموده و حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور نیز مورد تأیید قرار گرفته است. صرفنظر از صحت و سقم حکم صادره (به لحاظ اینکه از مرجع عالی قضائی اعتبار قانونی یافته) نظر به اینکه ضرر و زیان وارده به موضوع دادخواست صرفاً در اثر احکام صادره قضائی موصوف واقع شده و خواندة پرونده اگر چه در توافق اولیه مرتکب خلاف شده و بدون توجه به عدم اختیار قانونی در فروش خارج از مزایدة املاک یاد شده و یا تعیین بهای کمتر از قیمت کارشناسی مبادرت به این امر کرده لیکن در وقوع ضرر سببیتی نداشته یا حداقل رأی دادگاه سبب اقوی بوده و به تعبیر دیگر مستمسک دادگاه صادر کنندة حکم، نه نفس توافقنامة امضاء شده از سوی خوانده بلکه تلقی آن به عنوان قرارداد لازمالاجراء بوده که سببیت وقوع ضرر را فراهم آورده لذا هیأت به اتفاق آراء ذمه مشارالیه را از ضرر و زیان وارده بری اعلام لیکن به لحاظ انطباق عمل وی با بند «ب» مادة 23 قانون دیوان محاسبات و با استناد به بند «ب» تبصرة یک آن ماده، رأی بر محکومیت وی به کسر یک چهارم حقوق و مزایای مستمر بمدت 6 ماه و واریز آن به حساب 12/931 خزانه صادر مینماید.
در خصوص تضییع و تلف بیتالمال اگرچه قبلاً از سوی دادستان محترم دیوان محاسبات موضوع به ریاست محترم قوة قضائیه منعکس گردیده لیکن اشاره به واگذاری قانونی شده در حالیکه چنین چیزی در پرونده به چشم نمیخورد. معالوصف در راستای استرداد حقوق بیتالمال و با تأکید بر عدم وقوع عقد اجاره به شرط تملیک در توافقنامة اولیه و در نتیجه مخدوش بودن مبانی حکم صادره، مراتب از این جهت نیز مجدداً منعکس و پیگیری شود. رأی صادره حضوری بوده و ظرف مهلت مقرر از سوی دادستان محترم دیوان محاسبات قابل تجدیدنظرخواهی است. دکتر عربیان (مستشار و رئیس هیأت)، نقاشیان (مستشار)، شعبانیفرد(مستشار)»
5- آقای عزتالله دهقان در وبلاگ خود که در دوران انتخابات نیز در اختیار افکار عمومی قرار گرفت نه تنها آشکار نمیسازد که دکترای خود را از کجا دریافت داشته است بلکه به زعم خویش، هوشمندانه عمل میکند لذا در این زمینه مینویسد:
«آشنایی با دکتر عزتالله دهقان
...وی از همان اوایل انتقال به تهران به صورت پارهوقت در دانشگاههای دولتی و آزاد بویژه علامه به تدریس دروس معارف پرداخت. وی مدتی به عنوان معاونت کمیته مرکزی امداد امام خمینی و مشاور وزیر آموزش و پرورش و نیز به مدت 5 سال مسئولیت سازمان بازنشستگی کشوری را عهدهدار بود. در سال 1370 در کنکور سراسری دکتری شرکت و پذیرفته و در سال 1373 مدرک دکتریP.H.D را در رشته عرفان اسلامی و با امتیاز دریافت نمود. عزتالله دهقان هماکنون ضمن تدریس پارهوقت در واحد علوم و تحقیقات و دانشگاه علامه و راهنمائی و مشاوره رسالههای فوق لیسانس و دکتری رشته عرفان عضو رسمی هیأت علمی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی و مدیریت کتابخانه و موزه ملی ملک وابسته به آستان قدس رضوی را برعهده دارد.» (http://drdehqan.blogsky.com)
آیا پنهان کردن این واقعیت بدان معنی نیست که ایشان میل ندارد جامعه مسائل پشت پرده را بهتر تحلیل کند؟ اگر اخذ دکترا هیچگونه ارتباطی با خدمت ایشان به آقای جاسبی و بانو نداشته است چرا باید در سوابقی که آقای دهقان در مورد خود عرضه میکند، با شجاعت عنوان نشود که دکترای خود را از دانشگاه آزاد دریافت داشته است؟
6- آقای دهقان در حالی مدعی احراز مراتب علمی عالیه است که موافقتنامه امضا شده توسط ایشان با آقای جاسبی، هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ محتوایی مغایر بسیاری از اصول و قوانین است. اولاً موافقتنامه مربوط با یک موسسه خصوصی به امضاء رسیده است اما به گونهای تنظیم شده تا این تصور را ایجاد کند که مربوط به دانشگاه آزاد است. ثانیاً هر فردی که حتی تحصیلات عالیه نداشته باشد میداند اموال دولتی را نمیتوان بدون مزایده یا دریافت مجوز ترک مزایده در موارد خاص، واگذار کرد. بنابراین چگونه چنین خطایی از سوی آقای دهقان صورت گرفته است؟ آیا ایشان انتظار دارد افکار عمومی به سهولت بپذیرد چنین خطای فاحشی که هم ناقض قوانین عمومی بوده است و هم متضمن نادیده گرفتن مقررات داخلی سازمان بازنشستگی، هرگز متأثر از روابط خاص به عضویت هیأت علمی درآمدن و سپس اخذ مدرک دکتری ندارد؟ آقای دهقان قبل از امضاء چنین موافقتنامهای میبایست بخش حقوقی سازمان را در جریان قرار میداد و دستکم تائید آن را کسب میکرد. پذیرش این ادعا برای همگان دشوار به نظر میرسد که تمامی خطاهای فاحش صورت گرفته ناشی از غفلت و یا جهل به قوانین باشد. آقای دهقان به منظور توجیه این عملکرد پرشائبه صرفاً بر این نکته تاکید میورزد که انتقال املاک در زمان مدیریت ایشان بر سازمان صورت نگرفته است. آیا انتظار این بود که بلافاصله بعد از امضاء موافقتنامه اجاره به شرط تملیک دهساله، سند دو باب ملک ویلایی به آقای جاسبی و بانو منتقل شود؟
جناب آقای ثابت مدیر سازمان بعد از آقای دهقان با موافقتنامه مورد بحث مخالفت میکند و آن را کاملاً غیرقانونی میخواند اما آقای جاسبی با استفاده از سایر ابزارها و دیگر وامدار شدگان، صرفاً با استناد به موافقتنامه امضا شده توسط آقای دهقان موفق میشود املاک را به نام مؤسسه خصوصی متعلق به خود و بانو منتقل نماید. تاسفبارتر اینکه نه قبل از امضاء توافقنامه (سالهای 68 تا 71) مبلغی به عنوان اجاره بهاء پرداخت شده و نه بعد از توافقنامه تا زمان انتقال سندها وجهی به عنوان قیمت ملک به حساب سازمان واریز میگردد. شرمآورتر از همه، وادار نمودن سازمان بازنشستگی به پرداخت همه هزینههای پیگیریهای حقوقی و انتقال سندها به نام آقای جاسبی و بانو است. این همه، با استناد به همان خطای آقای دهقان در امضاء یک توافقنامه غیرقانونی صورت گرفته است.
7- خوشبختانه کمیته مبارزه با تخلفات آقای جاسبی کل این پرونده را به صورت مستند تصویری منتشر ساخته است تا ملت ایران در مورد تبعات سؤ مفسده مدیریتی به قضاوت بنشیند. تاراج اموال 500 هزار بازنشسته که در سنین بالا به سختی زندگی را سپری میکنند یکی از میوههای تلخ وامدار کردن صاحب منصبان است. این شجره که نزدیک به سی سال ریشه به انحراف دوانده توانسته اموال بسیاری را به باطل از حقوق عموم جامعه به حیاط خلوتی سوق دهد که هیچ نظارتی بر آن نیست. مطمئنم افرادی چون آقای عزتالله دهقان قادر نخواهد بود با درشتگویی و توهین، تخلفاتی - که منجر به قدرتگیری این حیاط خلوت شده است- را برای همیشه از نگاه مردم پنهان نگه دارند. بطور قطع شبکه شکل گرفته در طول سه دهه صرفاً با آگاهی مردم، از هم خواهد پاشید. آنگاه دیگر آقای دهقان قادر نخواهد بود به مطالبی که آقای شیخ قدرت (یکی دیگر از مرتبطین با آقای جاسبی) به سخنرانی اینجانب در قزوین افزود و در نشریه خود منعکس کرد تا مرا با نهادهایی چون بسیج دانشجویی و شخصیتهایی چون آقای قرائتی درگیر نماید و تکذیبیه اینجانب را نیز درج ننمود، استناد نماید. قطعاً مقابله با یک شبکه وامدار شده با قدمت سه دهه، بسیار دشوار است. اما در نهایت مردم ماهیت این شبکه را که براساس مفسده مدیریتی شکل گرفته است، به خوبی خواهد شناخت و تداوم آن را ناممکن خواهد ساخت.
با تشکر
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران
عباس سلیمینمین
| لینک | شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٧ - irhistory |
کمک کنیم متخلف را پای میز محاکمه بکشانیم
| پاسخی به یادداشت «روزنامه نگاری به سبک فیلم سینمایی» |
عباس سلیمی نمین |
| لینک | چهارشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٧ - irhistory |
مخالفت با تجمع دانشجویان
مخالفت با تجمع دانشجویان
2000 نفر از دانشجویان دانشگاههای همدان در اعتراض به کشتار مسلمانان در غزه، قصد تجمع در محل دفن «استر» را داشتند که با مخالفت یکی از مسئولان استان مواجه شدند. استر؛ معشوقه یهودی خشایارشا بنا به روایت تورات عامل اصلی تحریک پادشاه در قتل عام 77 هزار نفر از اقوام ایرانی بوده است. در تورات شرح این ماجرا – پوریم - بدین صورت آمده است: «و یهودیان در شهرهای خود در همه ولایتهای اخشورش پادشاه جمع شدند تا بر آنانی که قصد اذیت ایشان داشتند دست بیندازند و کسی با ایشان مقاومت ننمود زیرا که ترس ایشان بر همه قومها مستولی شده بود. و جمیع رؤسای ولایتها و امیران و والیان و عاملان پادشاه یهودیان را اعانت کردند زیرا که ترس مردخای بر ایشان مستولی شده بود... و یهودیان در دارالسلطنه شوشن پانصد نفر را به قتل رسانیده هلاک کردند... و پادشاه به استر ملکه گفت که یهودیان در دارالسلطنه شوشن پانصد نفر و ده پسر هامان را کشته و هلاک کردهاند پس در سایر ولایتهای پادشاه چه کردهاند. حال مسئول تو چیست که به تو داده خواهد شد و دیگر چه درخواستداری که برآورده خواهد گردید. استر گفت اگر پادشاه را پسند آید به یهودیانی که در شوشن میباشند اجازت داده شود که فردا نیز مثل امروز عمل نمایند و ده پسر هامان را بردار بیاویزند... و یهودیانی که در شوشن بودند در روز چهاردهم ماه اَذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شوشن کشتند لیکن دست خود را به تاراج نگشادند. و سایر یهودیانی که در ولایتهای پادشاه بودند جمع شده برای جآنهای خود مقاومت نمودند و چون هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خویش را کشته بودند از دشمنان خود آرامی یافتند اما دست خود را به تاراج نگشادند... و آن روزها را در همه طبقات و قبایل و ولایتها و شهرها به یاد آورند و نگاه دارند و این روزهای فوریم از میان یهود منسوخ نشود و یادگاری آنها از ذریت ایشان نابود نگردد... تا این دو روز فوریم را در زمان معین آنها فریضه قرار دهند چنانکه مردخای یهودی و استر ملکه برایشان فریضه قرار دادند و ایشان آن را بر ذمه خود و ذریت خویش گرفتند به یادگاری ایام روزه و تضرع ایشان. پس سنن این فوریم به فرمان استر فریضه شد و در کتاب مرقوم گردید.» (تورات، کتاب استر، باب نهم)
گفته میشود علیرغم این مخالفت، دانشجویان دانشگاههای همدان هنچنان بنا دارند در روزهای آتی تجمع گسترده خود را به صورت نمادین در این محل برگزار کنند. این دانشجویان معتقدند کشتار تاریخی ایرانیان با کشتار امروز مسلمانان، میتواند ریشههای فتنهانگیزی اشرافیت نژادپرست یهود را از دوران باستان تا به امروز در سراسر جهان روشن سازد.
| لینک | شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٧ - irhistory |
«امید و دلواپسی» کارنامه و خاطرات هاشمیرفسنجانی
| لینک | دوشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٧ - irhistory |
نسبت دادهها و ستادهها

نسبت دادهها و ستادهها
مباحثی که در جریان اخذ رای اعتماد برای سه کاندیدای عضویت در کابینه مطرح شد، مؤید حساسیتهای بجای برخی نمایندگان ملت نسبت به کژیها در عرصه مدیریت کشور است. گرچه برخی میتوانند مواضع اتخاذ شده در آن جلسه حساس و تعیین کننده را ناشی از گرایشهای متفاوت سیاسی و گروهی قلمداد کنند، اما واقعیت این است که صحه گذاشتن بر مظاهر مفسدههای مدیریتی در سطوح بالای اجرایی کشور، آنهم در مجلس به هیچ وجه زیبنده نیست. در پیش گرفتن رفتار و گفتار خلاف سلوک اسلامی برای گسترش زمینههای برخورداری فراتر از سایر اقشار، اعتماد عمومی را به شدت خدشهدار میسازد و مدیرانی که مردم را فاقد بهره هوشی لازم پنداشته و آنان را دارای قدرت تمیز بهرهمندی فردی از خدمت به جامعه نمیدانند، سخت در خطایند. متاسفانه سالهاست که برخی مدیران، پرانتزی برای خود گشودهاند تا در آن به اصطلاح پرستیژ دنیایی خود را تکمیل نمایند. استمرار و عمق یافتن این فضای مبرا از حاکمیت قانون، مدیران قابل توجهی را به خطا عنواندار و از موهبات دنیوی آن برخوردار ساخته است. اگر نمایندگان محترم به درستی حضور اینگونه افراد را در پستهای کلیدی اجرایی نمیپسندند، آیا تبعات مخرب حضور دارندگان دکترای مراودهای در نظام آموزش عالی یا عرصه دیپلماسی کشور و ... کم اهمیتتر است؟ در این زمینه آنچه از سوی یکی از نمایندگان محترم در صحن علنی مجلس مطرح شد بسیار تکاندهنده میباشد: «نکته بسیار بدیع و نو در رابطه با (آقای) کردان این است که وی با مدرک فوق دیپلم به عنوان (عضو) هیئت علمی دانشگاه مشغول به کار شده و در سال 79 از دانشگاه آزاد درخواست جذب به عنوان (عضو) هیئت علمی دانشگاه را مطرح میکند.» این نماینده محترم همچنین با بیان اینکه سازمان بازرسی کل کشور در سال 83 در 4 نوبت، به کارگیری (آقای) کردان به عنوان عضو هیئت علمی را تخلف دانسته است، میافزاید: «در پاسخ به نامه بازرسی (کل کشور) دانشگاه آزاد عنوان کرده که عضویت (آقای) کردان به عنوان (عضو) هیئت علمی به استناد ادعای او مبنی بر داشتن دکترای علمی بوده که هنوز این مدرک ارائه نشده است.»!؟ هرچند بعد از راهیابی آقای کردان به وزارت کشور روابط عمومی این وزارتخانه در چارچوب وظایف سازمانی خود اعلام کرد: «مدرک دکترای افتخاری وزیر کشور پس از طی مراحل قانونی از سوی رئیس کل بخش خاورمیانه دانشگاه آکسفورد، استیفن یرینگل و به امضای سه نفر از اساتید معروف و مشهور دانشگاه آکسفورد صادر گردیده است و هیچگونه خدشهای در صحت آن وجود ندارد» اما پیگیری صحت و سقم این ادعا از دانشگاه مزبور آنگونه که یکی از رسانههای داخلی انجام داده و جواب منفی دریافت داشته، زوایای دیگری از این مسأله را روشن میسازد که چندان خوشایند نیست و عواقب نامطلوب بیشتری را در پی خواهد داشت. اما واقعیت این است که «آکسفورد» مورد ادعا - به عنوان حلال مشکل آقای کردان و برخی دیگر از دولتمردان – شعبهای از دانشگاه آزاد در شهر آکسفورد انگلیس و بیارتباط با دانشگاه آکسفورد است. این «مشکلگشا» در ساختمانی دایر شده که خود حدیث مفصلی دارد و به هرحال در پناه نام اعتبار آور و مدرک عنوان سازش، راه را بر پویندگان مدارک مراودهای میگشاید. در این میان آنچه برای ناظران قابل تامل است اینکه اگر آقای کردان در پی کسب عنوان وزارت برنمیآمد و به سطوح پایینتر مدیریتی بسنده مینمود طبعاً تبعات فعالیتهای آموزشی ایشان همچنان مغفول میماند. حال سؤال این است آنچه امروز مفسده مدیریتی آقای جاسبی خوانده میشود چه زمانی باید حساسیت همه دلسوزان سلامت مدیریت کشور را برانگیزد؟ طی نزدیک به 27 سال، مناسباتی در عرصه مدیریتی دانشگاه آزاد شکل گرفته که به سهولت نمیتوان از آن رهایی یافت. این مناسبات متاسفانه حتی برخی اصولگرایان را به تدریج به وادی «واقعگرایی» سوق میدهد. هرچند این نوع واقعگرائیها تغییراتی را موجب خواهد شد اما با یک ارزیابی ساده میتوان دریافت که وزن دادهها و ستادهها در اینگونه واقعگرائیها به چه نسبتی است.
عباس سلیمینمین
| لینک | دوشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٧ - irhistory |
دانشگاه آزاد
دانشگاه آزاد
ملک آقای مهدی هادوی که توسط دانشگاه آزاد تصاحب گردیده است در این فیلم چماق بدستان جاسبی در حال ضرب وشتم یک خانم وبریدن قسمتی از موهای این خانم قابل مشاهده می باشد
دانلود ٢
جهت دریافت فیلم کامل با ما تماس بگیریدو یا با مراجعه به سایت دفتر مطالعات وتدوین تاریخ ایران کل فیلم را دانلود نمایید
| لینک | شنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٧ - irhistory |
دانشگاه آزاد
ملک آقای مهدی هادوی که توسط دانشگاه آزاد تصاحب گردیده است در این فیلم چماق بدستان جاسبی در حال ضرب وشتم یک خانم وبریدن قسمتی از موهای این خانم قابل مشاهده می باشد
دانلود ٢
جهت دریافت فیلم کامل با ما تماس بگیرید
| لینک | دوشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٧ - irhistory |
بازخوانی یک پرونده
جهت دریافت فیلم بازخوانی یک پرونده مربوط به مفسده مدیریتی وتجاوز به مال دیگری توسط آقای جاسبی به آدرس زیر مراجعه نمایید
اینجا تهران است سال 1382
بازخوانی یک پرونده
| لینک | شنبه ۱ تیر ،۱۳۸٧ - irhistory |
سفر با بالهای آرزو
| | |||
| زندگینامه نقی حمیدیان اواسط دهه 20 در ساری متولد شد و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم در این شهر گذرانید. وی پس از آشنایی با عباس مفتاحی در دوران دبیرستان، به سمت اندیشههای مارکسیستی کشیده شد. در پی پایهگذاری گروه مارکسیستی توسط امیرپرویز پویان، مسعود احمدزاده و عباس مفتاحی در اواخر دهه 40، وی نیز به عضویت این گروه درآمد و در حالی که کارمند وزارت اقتصاد و دارایی بود، وارد فعالیتهای تشکیلاتی مخفی گروه گردید. بخش اول جهت مطالعه به آدرس مراجعه نمایید | |||
| لینک | شنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - irhistory |


